۱۳۸۸ شهریور ۷, شنبه

My Immortal
از اینجا بودن خیلی خسته ام
سر کوب شده بوسیله ترسهای بچگانه ام
و اگر باید مرا ترک کنی
ایکاش یکباره میرفتی
چون حضورت هنوز اینجا مانده
و مرا ترک نخواهد کرد
این زخمها شفا ناپذیرند
این درد بسیار حقیقیست
خیلی چیزها هست که زمان نمیتواند محو کند
وقتی گریستی اشکهاترو پاک کردم
وقتی فریاد کشیدی با ترسهات جنگیدم
در تمام این سالها دستت را نگه داشتم
اما تو هنوز مالک همه وجودمی (اما تو هنوز مالک همه منی)
تو مرا با زندگی پر طنینت تسخیر کردی
حالا من مانده ام و زندگیی که تو بر جا گذاردی
صورت تو رویا های زیبای گذشته مرا تسخیرکرده
صدای تو هوشیاری مرا شکار کرده
این زخمها شفا ناپذیرند
این درد بسیار حقیقیست
خیلی چیزها هست که زمان نمیتواند محو کند
بسیار سعی کردم بخودم بگم که تو رفتی
اما گرچه تو هنوز با منی
من از آغاز تنها بوده ام
امیدوارم از این معنی شعرها لذت برده باشید.منتظر معنی شعرهای بعدی که بزودی واستون میارم بمونید.

هیچ نظری موجود نیست: